Welcome to اولیاء

Register now to gain access to all of our features. Once registered and logged in, you will be able to contribute to this site by submitting your own content or replying to existing content. You'll be able to customize your profile, receive reputation points as a reward for submitting content, while also communicating with other members via your own private inbox, plus much more! This message will be removed once you have signed in.

سفیر روح

Moderators
  • Content count

    74
  • Joined

  • Last visited

Community Reputation

1485 Excellent

About سفیر روح

  • Rank
    کاربر ویژه

Profile Information

  • Gender Male
  1. با سلام خدمت دوستان و با تشکر از استاد همتی عزیز به خاطر این تاپیک بنده بیشتر دوست داشتم به کل مسائل به صورت یکجا رسیدگی بشه ولی وقتی دوست عزیزمون آقا میلاد دوست دارن که قسمت قسمت بفرمایند،ما هم مجبوریم قسمت قسمت بنویسیم.در مورد توهین به مدیریت که میلاد جان فرمودن من توهین نکردم و فقط انتقاد کردم باید عرض کنم که با فرض این که فقط یک انتقاد بوده باشه،باز هم انتقاد در چت باکس انجام شده و هم باعث ایجاد اختلال در سایت شده که هر دو از جرائم سایت هستن.ولی به جز انتقاد توهین هم بوده که فرمودن هیچ کسی رو قبول ندارن و فقط استاد همتی رو به عنوان مدیر قبول دارن.در ضمن،به جز همه ی کارها،وقتی که مدیر چیزی رو به کاربر ها میگه و کابرها رعایت نمیکنن،باز هم توهین محسوب میشه... حالا در مورد پاسخگویی بنده و رامیا و نیروانا و سایر دوستان.بنده که هیچ،ولی تمامی دوستان شاهد بودن که نیروانا و رامیای عزیز و سایر عزیزان چقدر برای این سایت زحمت کشیدن،پس تهمت کم کاری زدن اصلا درست نیست.همچنین اگه کسی به سوالی جوابی نمیده شاید اطلاعی نداره،یا شاید منتظر سایر دوستان هم شرکت کنن و هزاران شاید دیگه.به عنوان مثال سوال دوست عزیزم " نایت " که در تاپیک پرسیدن و روز بعد خودشون پاسخ رو نوشتن،در حدی که میتونستن بیشتر هم توضیح بدن.یعنی این که اگه کمی خودمون دنبال جواب سوالهامون باشیم حتما خواهیم رسید،دوستان هم اگه نوشتن لطف کردن،اگه ننوشتن دلیل خودشون رو داشتن... در ضمن میلاد جان از کجا این قدر مطمئنین که حاضرین قسم بخورین ما با این که اطلاع داریم جواب نمیدیم ؟ در مورد سوال ها دوستان خوبم همه ما روزی تازه وارد بودیم و سوالات زیادی داشتیم.بنده خودم الان هم هیچ اطلاعی ندارم فقط سابقه حضورم تو سایت ها یه کم بیشتر شده،ولی بعضی از دوستان مطلبی رو نخونده ،از روی اسم مطلب سوال میپرسن.و بعضا جواب هایی در حد یکی دو کلمه دارن که همراه با لبخندی ملیح!!! داده میشن. در مورد پاک شدن پست ها و ارسال پیام خصوصی بعد از حذف پست،تقریبا در اوایل تاسیس سایت تصمیم گیری شد و اجرا شد.در اون موقع بنده به چند تا از دوستان پیامی فرستادم که از ارسال پیام پشیمون شدم.مثلا قرار تو سایت اینه که مطالب به صورت فله ای از جایی بدون منبع کپی نشه.وقتی این قانون رو خدمت دوستامون عرض کردم،منتی بر گردن ما نهاده و گفتن که بد کاری کردم سایتتون رو پر بار کردم ؟ که هنوز هم منت دار مطالب علمی و پربار عزیزان هستیم. به خاطر طولانی نشدن، سخن رو کوتاه میکنم تا دوستان عزیزمون نیروانا و رامیای عزیز هم لطف کنن و نظراتشون رو بفرمایند... پیروز و موفق باشید
  2. تصاویر سوررئال

    کلمه سورئالیسم مشتقی از کلمات سور و رئال است که در آن از کلمه "Sur " بمعنای بالا یاد شده ، مفهموم بالاتر از واقعیت و در جای دیگر وهم گرایی. سورئالیسم یعنی بیان احساس یا اندیشه ی " خالص " بطوری که هیچ گونه زمینه ی فکری قبلی یا وابستگی ذهنی یا تعقیب و هیچ گونه ملاحظه ی اخلاقی یا قواعد هنری ، ادبی و زیباشناسی ، آن را برانگیخته و متاثر نکرده باشد. اصطلاح سورئالیسم برای اولین بار در سال 1911 م. توسط شاعر و نویسنده فرانسوی « آپولی نر » در مورد آثار مارک شاگال نقاش روسی مهاجر که در فرانسه اقامت داشت ، بکار برده شد. در این سبک زمان و مکان مفهوم واقعی خود را از دست دادند و احساسات هنرمند از بند سنت های قدیمی رهایی یافت و حالات مختلف ذهنی آدمی از قبیل رویا ، کابوس ، خواب ، و اوهام به تصادف ضمیر پنهان فرصت خودنمایی پیدا کرد. در تمام حالات فوق « عنصر خیال » به عنوان برجسته ترین عامل هنری مورد استفاده قرار می گیرد. هنرمندانی که پیرو این سبک بودند معتقدند که آثار خود را بر مبنای تداعی آزاد معانی و افکار و تصاویر و نوعی حالت خلسه و رویا بیان می کنند. در واقع سرچشمه این هنر ، عالم رویا است. « جدا کردن دنیای درون از دنیای بیرون » از مهم ترین ویژگی های این سبک به شمار می رود. همه فکر می‌کنیم سوررئالیسم را می‌شناسیم. استعاره‌هایش، جابجایی‌هایش و پارادوکس‌هایش و تلاشش برای رسیدن به ناخودگاهِ رویاها و تخیلات انسان همانقدر بخشی از زبان بصری دنیای تبلیغات شده‌اند که بخشی از دنیای هنر بودند. قرن گذشته را بدون سوررئالیسم نمی‌توان درک کرد. از طرفی شهرت این مکتب موجب شده فراموش کنیم هنرمندان و شاعران این جنبش واقعا به چه اشاره داشتند و می‌خواستند به دنیا و خودمان نگاهی تازه بیندازیم.در زیر چند نمونه از تصاویر سورئال آمده است لطفا برای مشاهده تصاویر در اندازه واقعی ، بر روی تصاویر کلیک کنید
  3. سلام دوستان عزیزم همه ی دوستان عزیز مطالب خیلی زیبا و به جایی رو در اینجا ذکر کردن .بنده هم با اجازه دوستان یه چند مورد رو عرض می کنم. به خاطر این مثالی که میخوام بزنم از همه ی عزیزان معذرت میخوام ولی باید به این موضوع دقت کنیم که مثلا میل کن ، بفرما ، بخور ،... کن ،همه ی اینا به یک معنی هستن ولی اولی کجا و آخری کجا؟شاید بعضی جاها ما هدفمون کمک به بقیه باشه ولی با استفاده از یک جمله یا حتی یک کلمه ی نا مناسب میتونیم تاثیر مثبت حرف رو از بین ببریم که هیچ ، خیلی هم تاثیر منفی ای بذاریم.پس بهتره وقتی میخواییم موضوعی رو بنویسیم چند بار قبل از ارسال مطالعه کنیم تا انشالله از این موارد تو نوشته هامون نباشه... در مورد رد کردن حرف بقیه هم میخوام عرض کنم که هدفمون این نباشه که زود یه مطلبی رو سر سری بخونیم و زود بخواییم جواب بدیم و بگیم که نه حرف من درسته ، حرف تو اشتباهه.اولا اینجا مکانی نیست که بخواییم خودمون رو به کسی ثابت کنیم و اصلا نیازی به این کار نیست دوما شاید اگه مطلب رو درست بخونیم،منظور اون فرد هم همین بوده که ما گفتیم ، پس نیازی به تکرار نیست ، سوما شاید حرف اون شخص درسته و این ماییم که اشتباه می کنیم.پس بهتره بیشتر تحقیق و فکر کنیم ، تا این که هی بخواییم بدون فکر کردن پاسخ بدیم... در پناه نور @};-
  4. دعاهای کودکانه

    دعاهاي زير از کتاب سومين جشنواره بين‌المللي "دستهاي کوچک دعا" است. اين جشنواره سه سال است که در تبريز برگزار مي‌شود و دعاهاي بچه‌هاي دنيا را جمع ‌آوري مي‌کند و برگزيدگان را به تبريز دعوت و به آنها جايزه مي‌دهد. دعاهايي که مي‌خوانيد از بچه‌هاي ايران است. آرزو دارم سر آمپول‌ها نرم باشد! (تاده نظر‌بيگيان / 5 ساله) خداي مهربانم! من در سال جديد از شما مي‌خواهم اگر در شهر ما سيل آمد فوراً من را به ماهي تبديل کني! (نسيم حبيبي / 7 ساله) خداي عزيزم! من تا حالا هيچ دعايي نکردم. ميتوني ليستت رو نگاه کني. خدايا ازت ميخوام صداي گريه برادر کوچيکم رو کم کني! (سوسن خاطري / 9 ساله) خداي عزيزم! در سال جديد کمک کن تا مادربزرگم دوباره دندان دربياورد آخر او دندان مصنوعي دارد! (الناز جهانگيري / 10 ساله) خدايا! کاري کن وقتي آدم‌ها مي‌خوان دروغ بگن يادشون بره! (پويا گلپر / 10 ساله) خدا جون! تو که اينقدر بزرگ هستي چطوري مياي خونه ما؟ دعا مي‌کنم در سال جديد به اين سؤالم جواب بدي! (پيمان زارعي / 10 ساله) خدايا! در اين لحظه زيبا و عزيز از تو مي‌خواهم که به پدر و مادر همه بچه‌هاي تالاسمي پول عطا کني تا همه ما بتوانيم داروي "اکس جيد" را بخريم و از درد و عذاب سوزن در شبها رها شويم و در خواب شبانه‌يمان مانند بچه‌هاي سالم پروانه بگيريم و از کابوس سوزن رها شويم... (مهسا فرجي / 11 ساله) دلم مي‌خواهد حتي اگر شوهر کنم خمير دندان ژله‌اي بزنم! (روشنک روزبهاني / 8 ساله) خدايا! شفاي مريض‌ها را بده هم چنين شفاي من را نيز بده تا مثل همه بازي کنم و هيچ‌کس نگران من نباشد و براي قبول شدن دعا 600 عدد صلوات گفتم ان شاء الله خدا حوصله داشته باشد و شفاي همه ما را بدهد. الهي آمين. (مهدي اصلاني / 11 ساله) خدايا! دست شما درد نکند ما شما را خيلي دوست داريم! (مينا اميري / 8 ساله) خدايا ماهي مرا زنده نگه دار و اگر مرد پيش خودت نگه دار و ايشالله من بتوانم خدا را بوس کنم و معلم‌مان هم مرا بوس کند !! (اميرحسام سليمي / 6 ساله) خديا! دعا مي‌کنم که در دنيا يک جاروبرقي بزرگ اختراع شود تا ديگر رفتگران خسته نشوند! (فاطمه يارمحمدي / 11 ساله) اي خدا! من بعضي وقت‌ها يادم مي‌رود به ياد تو باشم ولي خدايا کاش تو هميشه به ياد من بيوفتي و يادت نرود! (شقايق شوقي / 9 ساله) آرزو دارم بجاي اين که من به مدرسه بروم مادر و پدرم به مدرسه بروند. آن وقت آنها هم مي‌فهميدند که مدرسه رفتن چقدر سخت است و اين قدر ايراد نمي‌گرفتند! (هديه مصدري / 12 ساله) خدايا! من دعا مي‌کنم که گاو باشم (!) و شير بدهم تا از شير، کره، پنير و ماست براي خوراک مردم بسازم! (سالار يوسفي / 11 ساله) خداي قشنگ سلام! خدايا چرا حيوانات درس نمي‌خواننداما ما بايد هر روز درس بخوانيم؟ در سال جديد دعا مي‌کنم آنها درس بخوانند و ما مثل آنها استراحت کنيم! (نيشتمان وازه / 10 ساله) اگر دل درد گرفتيم نسل دکترها که آمپول مي‌زنند منقرض شود تا هيچ دکتري نتواند به من آمپول بزند! (عاطفه صفري / 11 ساله) خداي مهربان! من يک جفت کفش مي‌خواهم بنفش باشد و موقع راه رفتن تق تق کند مرسي خدايا! (رويا ميرزاده / 7 ساله)
  5. لطفا روی عکس کلیک کنید تعدادى از متخصصان این پرسش را از گروهى از بچه هاى ٤ تا ٨ ساله پرسیدند که: «عشق یعنى چه؟» پاسخ هایى که دریافت شد عمیق تر و جامع تر از حدّ تصوّر هر کس بود. در اینجا بعضى از این پاسخ را براى شما می آوریم: • هنگامى که مادربزرگم آرتروز گرفت دیگر نمی توانست دولا شود و ناخنهاى پایش را لاک بزند. بنابراین، پدربزرگم همیشه این کار را براى او می کرد، حتى وقتى دستهاى خودش هم آرتروز گرفت. این یعنى عشق. (ربکا، ٨ ساله) • وقتى یک نفر عاشق شما باشد، جورى که اسمتان را صدا می کند متفاوت است. شما میدانید که اسمتان در دهن او در جاى امنى قرار دارد. (بیلى، ٤ ساله) • عشق هنگامى است که یک دختر به صورتش عطر می زند و یک پسر به صورتش ادوکلن می زند و با هم بیرون می روند و همدیگر را بو می کنند. (کارل، ٥ ساله) • عشق هنگامى است که شما براى غذا خوردن به رستوران می روید و بیشتر سیب زمینى سرخ کرده هایتان را به یکنفر می دهید بدون آن که او را وادار کنید تا او هم مال خودش را به شما بدهد. (کریس، ٦ ساله) • عشق هنگامى است که مامانم براى پدرم قهوه درست می کند و قبل از آن که جلوى او بگذارد آن را می چشد تا مطمئن شود که مزه اش خوب است. (دنى، ٧ ساله)
  6. سلام دوستان عزیزم پیشنهاد می کنم بخشی رو به عنوان تحقیقات و تفکرات ایجاد نمایید. به نظر میاد که تو سایت جای تحقیقات خالیه... مثل تحقیقات ماورایی یا تحقیق در مورد شگفتی های خلقت ( عکس یا فیلمی که خود شخص تهیه کرده باشه ) یا... مثلا یه نفر یه تحقیقی رو بگه و یه زمان خاصی مشخص کنه که از فلان زمان تا فلان زمان در مورد یه موضوع خاص تحقیق کنید و تو این تاپیک بنویسید، بعد از پایان اون زمان هم یه جمع بندی کلی بشه... پیروز و موفق باشید O:-)
  7. قطار

    قطاری که به مقصد خدا می رفت ، لختی در ایستگاه دنیا توقف کرد و پیامبر رو به جهان کرد و گفت : مقصد ما خداست.کیست که با ما سفر کند؟کیست که رنج و عشق توامان بخواهد؟کیست که باور کند دنیا ایستگاهی تنها برای گذشتن؟ قرنها گذشت اما از بی شما آدمیان جز اندکی بر آن سوار نشدند.از جهان تا خدا هزار ایستگاه بود.در هر ایستگاه که می ایستاد کسی کم می شد.قطار می گذشت و سبک میشد.زیرا سبکی قانون خداست. قطاری که به مقصد خدا می رفت ، به ایستگاه بهشت رسید.پیامبر گفت : اینجا بهشت است.مسافران بهشتی پیاده شوند ، اما اینجا ایستگاه آخر نیست. مسافرانی که پیاده شدند بهشتی شدند.اما اندکی باز هم ماندند.قطار دوباره به راه افتاد و بهشت جا ماند.آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد و گفت : درور بر شما،راز من همین بود.آن که مرا می خواهد در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد. و آن هنگام که قطار به ایستگاه آخر رسید ،دیگه نه قطاری بود،نه مسافری و نه پیامبری منبع : پیامبری از کنار خانه ما رد شد/عرفان نظر آهاری